Kکارو وبز

چرا کاربران نمی‌توانند محصول موردنظرشان را در سایت پیدا کنند؟

چرا کاربران نمی‌توانند محصول موردنظرشان را در سایت پیدا کنند؟

فرض کنید کاربری با نیت خرید وارد فروشگاه اینترنتی شما می‌شود؛ دقیقاً می‌داند چه محصولی می‌خواهد، اما بعد از چند دقیقه جست‌وجو هنوز به نتیجه نرسیده است. نام محصول را در جست‌وجوی سایت وارد می‌کند، دسته‌بندی‌ها را بررسی می‌کند، چند فیلتر را امتحان می‌کند و در نهایت بدون خرید سایت را ترک می‌کند. اینجاست که مشکل پیدا کردن محصول در سایت مستقیماً به از دست رفتن فروش تبدیل می‌شود.

بسیاری از صاحبان فروشگاه‌های اینترنتی تصور می‌کنند اگر محصولات باکیفیت، قیمت مناسب و صفحه محصول حرفه‌ای داشته باشند، بخش مهم مسیر خرید را به‌درستی طی کرده‌اند؛ اما یک سؤال اساسی باقی می‌ماند: آیا مشتری می‌تواند در سریع‌ترین زمان ممکن محصول مناسب را پیدا کند؟ اگر ساختار دسته‌بندی، جست‌وجوی داخلی، فیلترها، منو و نحوه نمایش محصولات درست طراحی نشده باشند، حتی بهترین محصولات هم ممکن است در سایت دیده نشوند.

در این مقاله بررسی می‌کنیم چرا کاربران نمی‌توانند محصول موردنظرشان را در سایت پیدا کنند، چه مشکلاتی در مسیر پیدا کردن محصول وجود دارد و چگونه می‌توان با اصلاح معماری فروشگاه، جست‌وجوی داخلی، دسته‌بندی‌ها و فیلترها، مسیر رسیدن کاربر به محصول مناسب را کوتاه‌تر و ساده‌تر کرد.

چرا پیدا کردن محصول در سایت برای کاربران سخت می‌شود؟

 پیدا کردن محصول در سایت فقط به وجود یک کادر جستجو یا چند دسته‌بندی محدود نمی‌شود. کاربر باید بتواند از لحظه ورود، مسیر مشخصی برای رسیدن به محصول موردنظرش پیدا کند. اگر این مسیر پیچیده باشد، حتی محصولی که در فروشگاه موجود است ممکن است از نگاه کاربر عملاً قابل دسترسی نباشد.

این مشکل معمولاً نتیجه چند عامل است: ساختار نامناسب دسته‌بندی، گزینه‌های بیش از حد، اطلاعات ناکافی محصولات، جستجوی داخلی ضعیف، فیلترهای نامناسب و تجربه کاربری ضعیف در موبایل. هرکدام از این موارد می‌توانند کاربر را در بخشی از مسیر متوقف کنند.

1-مسیر دسترسی به محصول واضح نیست

کاربر باید هنگام ورود به فروشگاه بداند برای رسیدن به محصول موردنظر از کجا شروع کند. منوی نامفهوم، دسته‌بندی‌های پراکنده یا مسیری که به چندین کلیک غیرضروری نیاز دارد، پیدا کردن محصول در سایت را دشوار می‌کند.

برای مثال، اگر صدها محصول در یک دسته کلی مانند «محصولات» قرار گرفته باشند، کاربری که به دنبال یک مدل مشخص است باید زمان زیادی برای پیدا کردن آن صرف کند. در مقابل، ساختاری مانند «دسته اصلی ← زیر‌دسته ← نوع محصول ← محصول» مسیر را قابل پیش‌بینی‌تر می‌کند.

بنابراین فقط تعداد کلیک‌ها مهم نیست؛ کاربر باید در هر مرحله بداند کجا قرار دارد و قدم بعدی چیست.

2- محصولات در دسته‌بندی مناسبی قرار نگرفته‌اند

دسته‌بندی زمانی به پیدا کردن محصول در سایت کمک می‌کند که با زبان و منطق مشتری هماهنگ باشد، نه صرفاً ساختار داخلی کسب‌وکار.

ممکن است مدیر فروشگاه یک محصول را بر اساس ویژگی فنی خاصی در یک گروه قرار دهد، اما مشتری آن محصول را با نام یا کاربرد دیگری بشناسد. در نتیجه، کاربر حتی با وجود محصول موردنظر، مسیر درست را پیدا نمی‌کند.

دسته‌بندی مناسب باید به کاربر کمک کند گزینه‌های نامرتبط را کنار بگذارد و مرحله‌به‌مرحله به محصول مناسب برسد. برای طراحی این ساختار بهتر است رفتار جستجوی کاربران، نام‌های رایج محصولات و معیارهای واقعی انتخاب مشتری بررسی شود.

3- تعداد زیاد محصولات، انتخاب را دشوار می‌کند

تنوع زیاد همیشه مزیت نیست. وقتی کاربر با صدها گزینه مشابه روبه‌رو می‌شود و ابزار مناسبی برای محدود کردن آنها ندارد، انتخاب محصول دشوارتر می‌شود.

برای مثال، در فروشگاهی با ۳۰۰ مدل هدفون، کاربر باید بتواند بر اساس معیارهایی مانند قیمت، برند، نوع اتصال یا قابلیت حذف نویز، تعداد گزینه‌ها را به چند محصول مناسب کاهش دهد.

بنابراین مسئله فقط تعداد محصولات نیست؛ مسئله این است که کاربر چقدر راحت می‌تواند گزینه‌های نامرتبط را حذف کند. فیلتر، مرتب‌سازی، پیشنهاد محصولات مرتبط و مقایسه می‌توانند این بار تصمیم‌گیری را کاهش دهند.

4- کارت محصول اطلاعات کافی ندارد

کاربر برای بررسی اولیه هر محصول نباید مجبور شود وارد صفحه محصول شود. کارت محصول باید مهم‌ترین اطلاعاتی را که برای تشخیص اولیه لازم است، در اختیار او قرار دهد.

برای مثال، در فروشگاه پوشاک ممکن است قیمت، رنگ، سایز و جنس اهمیت داشته باشد؛ در فروشگاه تجهیزات دیجیتال، مشخصاتی مانند ظرفیت، برند یا ویژگی فنی اصلی مهم‌تر است.

البته قرار دادن اطلاعات بیش از حد نیز کارت محصول را شلوغ می‌کند. هدف این است که کاربر بتواند در چند ثانیه تشخیص دهد کدام گزینه ارزش بررسی بیشتر دارد.

5- جستجوی داخلی سایت نتیجه مناسبی ارائه نمی‌دهد

کاربری که نام محصول یا ویژگی موردنظرش را می‌داند، معمولاً از جستجوی داخلی استفاده می‌کند. اگر این ابزار نتایج نامرتبط یا بدون نتیجه نمایش دهد، یکی از سریع‌ترین مسیرهای پیدا کردن محصول در سایت از بین می‌رود.

مشکل جستجو فقط نبود محصول در نتایج نیست. اشتباه تایپی، مترادف‌ها، نام رایج و نام تجاری متفاوت یا جستجو بر اساس ویژگی محصول نیز باید در نظر گرفته شود.

برای مثال، ممکن است کاربر نام رایج یک محصول را وارد کند، اما فروشگاه همان محصول را با عنوان متفاوتی ثبت کرده باشد. جستجوی ضعیف در این حالت می‌تواند محصول موجود را از دید کاربر پنهان کند وکاربر با مشکل پیدا کردن محصول در سایت روبه رو شود.

6- فیلترها به انتخاب محصول کمک نمی‌کنند

فیلتر باید تعداد زیادی محصول را به مجموعه‌ای محدود و قابل بررسی تبدیل کند. اگر گزینه‌های فیلتر با نیاز واقعی مشتری هماهنگ نباشند، استفاده از آنها نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه مسیر انتخاب را پیچیده‌تر می‌کند.

برای مثال، فیلترهای مناسب فروشگاه لپ‌تاپ می‌تواند شامل برند، قیمت، اندازه صفحه‌نمایش، حافظه و پردازنده باشد. همین معیارها برای فروشگاه کفش یا لوازم خانگی کاربرد یکسانی ندارند.

بنابراین فیلترها برای جلوگیری از عدم پیدا کردن محصول در سایت باید متناسب با ویژگی‌هایی طراحی شوند که مشتری واقعاً هنگام انتخاب آن دسته محصول بررسی می‌کند.

7- پیدا کردن محصول در موبایل دشوار است

محدودیت فضای صفحه در موبایل باعث می‌شود مشکلات مسیر پیدا کردن محصول بیشتر دیده شوند. منوی پیچیده، فیلترهای سخت‌دسترس، کارت‌های شلوغ و اسکرول طولانی می‌توانند کاربر را پیش از رسیدن به محصول مناسب خسته کنند.

برای مثال، اگر کاربر برای اعمال یک فیلتر در موبایل مجبور باشد چند مرحله را طی کند و مرتباً صفحه را جابه‌جا کند، احتمال رها کردن مسیر افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل باید مسیر جستجو و انتخاب محصول در موبایل نیز جداگانه بررسی شود. کاربر باید بتواند به‌سادگی دسته‌بندی را باز کند، فیلتر مناسب را اعمال کند و نتایج را بررسی کند.

کاربر برای پیدا کردن محصول در سایت چه مسیری را طی می‌کند؟

 پیدا کردن محصول در سایت یک مسیر مشخص دارد، حتی اگر کاربر به‌صورت آگاهانه به مراحل آن فکر نکند. ممکن است کاربر از صفحه اصلی وارد فروشگاه شود، نام محصول را در جستجوی داخلی وارد کند یا از طریق گوگل، تبلیغات یا یک صفحه فرود مستقیماً به بخشی از سایت برسد.

در هر حالت، سایت باید به کاربر کمک کند با کمترین سردرگمی از نقطه ورود به محصول مناسب برسد.

کاربر برای پیدا کردن محصول در سایت چه مسیری را طی می‌کند؟

 از ورود به سایت تا رسیدن به محصول

یک مسیر معمول برای پیدا کردن محصول در سایت می‌تواند این‌گونه باشد:

ورود به سایت ← انتخاب مسیر مناسب ← دسته‌بندی ← محدود کردن گزینه‌ها ← بررسی محصولات ← انتخاب محصول

البته همه کاربران این مسیر را طی نمی‌کنند. کسی که نام دقیق محصول را می‌داند، ممکن است مستقیماً از جستجوی داخلی استفاده کند؛ اما کاربری که هنوز انتخاب خود را انجام نداده، احتمالاً از دسته‌بندی، فیلتر و مرتب‌سازی کمک می‌گیرد.

نکته مهم این است که در هر مرحله، کاربر باید بداند قدم بعدی چیست. اگر دسته مناسب را پیدا نکند، با گزینه‌های بیش از حد مواجه شود یا نتواند محصولات را بر اساس نیازش محدود کند، مسیر پیدا کردن محصول طولانی و خسته‌کننده می‌شود.

بنابراین هدف، فقط کاهش تعداد کلیک‌ها نیست؛ هر مرحله باید برای کاربر واضح، منطقی و قابل پیش‌بینی باشد.

 در کدام مرحله ممکن است کاربر از مسیر خارج شود؟

خروج کاربر می‌تواند در هر مرحله اتفاق بیفتد. ممکن است در منوی اصلی مسیر مناسبی پیدا نکند، وارد دسته اشتباه شود یا پس از ورود به صفحه محصولات با گزینه‌های زیادی مواجه شود.

برای مثال، کاربری را تصور کنید که به دنبال یک لپ‌تاپ مناسب برای کارهای گرافیکی است. اگر دسته‌بندی، فیلتر یا جستجوی سایت نتواند او را به گزینه‌های مرتبط برساند، احتمال دارد قبل از مشاهده حتی یک محصول مناسب، سایت را ترک کند.

این یعنی وجود محصول به‌تنهایی کافی نیست؛ محصول باید در مسیری قرار داشته باشد که کاربر بتواند آن را پیدا کند.

بنابراین هنگام بررسی پیدا کردن محصول در سایت، بهتر است کل مسیر کاربر از نقطه ورود تا رسیدن به محصول بررسی شود و مشخص شود در کدام مرحله، جستجو برای او دشوار یا غیرقابل‌پیش‌بینی می‌شود.

از کجا بفهمیم کاربران در پیدا کردن محصول مشکل دارند؟

گاهی فروشگاه از نظر ظاهری کاملاً سالم است، محصولات در دسته‌بندی‌ها قرار گرفته‌اند و جستجوی داخلی نیز فعال است؛ اما رفتار واقعی کاربران نشان می‌دهد که پیدا کردن محصول در سایت برای آنها ساده نیست. بنابراین به جای حدس زدن، باید داده‌های رفتاری کاربران را بررسی کرد.

هیچ‌کدام از شاخص‌های زیر به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که سایت مشکل دارد؛ اما ترکیب آنها می‌تواند نشانه‌ای جدی از وجود مشکل در مسیر پیدا کردن محصول باشد.

1-خروج کاربران از صفحات دسته‌بندی

اگر کاربران وارد صفحات دسته‌بندی می‌شوند اما بخش قابل توجهی از آنها بدون مشاهده یا کلیک روی محصولات از همان صفحه خارج می‌شوند، باید ساختار آن صفحه بررسی شود.

ممکن است محصولات به‌خوبی معرفی نشده باشند، گزینه‌های زیادی بدون امکان محدودسازی نمایش داده شوند یا کاربر نتواند تشخیص دهد کدام محصول به نیازش نزدیک‌تر است. مقایسه نرخ خروج و تعامل کاربران در دسته‌بندی‌های مختلف نیز می‌تواند نشان دهد مشکل به یک صفحه خاص محدود است یا در کل فروشگاه تکرار می‌شود.

2-جستجوهای بدون نتیجه

یکی از واضح‌ترین نشانه‌های مشکل در پیدا کردن محصول در سایت، تعداد قابل توجه جستجوهایی است که هیچ نتیجه‌ای ندارند.

برای مثال، اگر کاربران مرتب عبارتی را جستجو کنند اما سایت برای آن محصولی نمایش ندهد، باید بررسی شود که آیا محصول واقعاً موجود نیست یا سیستم جستجو نمی‌تواند آن را شناسایی کند. بررسی عبارت‌های جستجو و تعداد جستجوهای بدون نتیجه می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره نیاز واقعی کاربران و ضعف‌های جستجوی سایت ارائه دهد.

3-استفاده کم از فیلترها و ابزارهای پیدا کردن محصول

اگر یک دسته‌بندی صدها محصول دارد اما کاربران تقریباً از فیلترها، مرتب‌سازی یا سایر ابزارهای محدودکننده استفاده نمی‌کنند، باید دلیل آن بررسی شود.

ممکن است فیلترها در جای مناسبی قرار نگرفته باشند، گزینه‌های مهم را پوشش ندهند یا کاربران متوجه کاربرد آنها نشوند. البته استفاده کم از فیلتر به‌تنهایی نشانه مشکل نیست؛ باید آن را در کنار تعداد محصولات و رفتار کاربران بررسی کرد.

4-بازدید زیاد از دسته‌بندی و کلیک کم روی محصولات

فرض کنید یک صفحه دسته‌بندی در مدت مشخص ۱۰ هزار بازدید دارد، اما درصد کمی از کاربران روی محصولات کلیک می‌کنند. این اختلاف می‌تواند نشانه‌ای باشد که صفحه نتوانسته کاربران را به گزینه مناسب هدایت کند.

در این وضعیت باید بررسی شود آیا محصولات به شکل قابل فهم نمایش داده شده‌اند، اطلاعات کارت محصول برای تصمیم اولیه کافی است و کاربر می‌تواند تفاوت میان گزینه‌ها را تشخیص دهد یا خیر.

5-رفتار کاربران در موبایل

رفتار کاربران موبایل را باید جداگانه بررسی کرد، زیرا ممکن است یک مسیر روی دسکتاپ عملکرد مناسبی داشته باشد اما در موبایل باعث خروج کاربران شود.

اگر نرخ خروج، زمان تعامل یا کلیک روی محصولات در موبایل به شکل محسوسی ضعیف‌تر باشد، عواملی مانند منوی سایت، نمایش دسته‌بندی‌ها، فیلترها، کارت محصولات و امکان پیمایش باید بررسی شوند. گاهی یک مشکل کوچک در رابط کاربری موبایل می‌تواند پیدا کردن محصول در سایت را برای کاربر به فرایندی خسته‌کننده تبدیل کند.

چگونه پیدا کردن محصول در سایت را برای کاربر آسان کنیم؟

اگر کاربر برای پیدا کردن یک محصول مجبور باشد چندین صفحه را بررسی کند، نام‌های نامفهوم را حدس بزند یا بین ده‌ها گزینه مشابه جست‌وجو کند، احتمال خروج او افزایش پیدا می‌کند. هدف از بهینه‌سازی مسیر محصول این نیست که همه کاربران را به یک مسیر ثابت هدایت کنیم؛ بلکه باید چند مسیر منطقی در اختیار آنها قرار دهیم تا هر کاربر متناسب با نوع نیاز خود سریع‌تر به گزینه مناسب برسد.

چگونه پیدا کردن محصول در سایت را برای کاربر آسان کنیم؟

1-مسیر دسترسی به محصولات را ساده و واضح کنید

کاربر باید در همان لحظات ابتدایی متوجه شود برای پیدا کردن محصول در سایت از کجا باید شروع کند. منوی اصلی، دسته‌بندی‌ها و مسیرهای دسترسی باید ساختاری قابل پیش‌بینی داشته باشند.

برای مثال، در فروشگاهی با صدها محصول، قرار دادن همه محصولات زیر یک گزینه کلی مانند «محصولات» می‌تواند مسیر جستجو را طولانی کند. بهتر است محصولات بر اساس گروه‌های منطقی سازمان‌دهی شوند و کاربر بتواند از دسته اصلی به زیر‌دسته و سپس محصول برسد.

هرچه کاربر برای رسیدن به محصول تصمیم‌های غیرضروری کمتری بگیرد، احتمال ادامه مسیر بیشتر می‌شود.

2-دسته‌بندی‌ها را با زبان مشتری طراحی کنید

دسته‌بندی باید بر اساس نحوه جستجو و فکر کردن مشتری طراحی شود، نه صرفاً ساختار داخلی کسب‌وکار. اگر مشتری یک محصول را با عبارت خاصی می‌شناسد، استفاده از اصطلاحی کاملاً متفاوت می‌تواند پیدا کردن محصول در سایت را دشوار کند.

برای مثال، ممکن است تیم فروش یک گروه محصول را با یک نام تخصصی بشناسد، اما کاربران همان محصولات را با نام رایج دیگری جستجو کنند. بررسی عبارت‌های جستجو، داده‌های Search Console، جستجوی داخلی و پرسش‌های مشتریان می‌تواند به انتخاب نام مناسب دسته‌ها کمک کند.

دسته‌بندی خوب باید به کاربر کمک کند دامنه انتخاب را مرحله‌به‌مرحله محدود کند، نه اینکه او را با گزینه‌های نامرتبط بیشتری مواجه کند.

3-تعداد گزینه‌های غیرضروری را کاهش دهید

قرار دادن محصولات بیشتر همیشه به معنای تجربه بهتر نیست. اگر کاربر با فهرستی طولانی از گزینه‌های مشابه مواجه شود و راهی برای محدود کردن انتخاب نداشته باشد، تصمیم‌گیری دشوارتر می‌شود.

راهکار این نیست که محصولات را بدون دلیل حذف کنیم؛ بلکه باید گزینه‌های غیرضروری و عوامل حواس‌پرتی را از مسیر اصلی خرید کنار بگذاریم. نمایش محصولات بر اساس معیارهای کاربردی، مرتب‌سازی مناسب و ارائه فیلترهای مرتبط می‌تواند فهرست بزرگی از محصولات را به مجموعه‌ای قابل بررسی تبدیل کند.

برای نمونه، تبدیل یک فهرست ۲۰۰ محصولی به ۱۰ گزینه متناسب با بودجه و نیاز کاربر، معمولاً ارزش بیشتری از نمایش همزمان تمام ۲۰۰ گزینه دارد.

4-جستجوی داخلی و فیلترهای کاربردی داشته باشید

کاربری که نام محصول، برند یا ویژگی موردنظر خود را می‌داند، باید بتواند از جستجوی داخلی برای رسیدن سریع به نتیجه استفاده کند. جستجو نباید فقط بر اساس تطابق دقیق عبارت عمل کند؛ مترادف‌ها، خطاهای تایپی و عبارت‌های رایج کاربران نیز در صورت امکان باید در نظر گرفته شوند.

فیلترها نیز باید متناسب با نوع محصول باشند. برای یک فروشگاه پوشاک، سایز و رنگ می‌توانند معیارهای مهمی باشند، در حالی که برای فروشگاه تجهیزات دیجیتال، برند، قیمت و مشخصات فنی اهمیت بیشتری دارند.

5-اطلاعات مهم را در کارت محصول نمایش دهید

کارت محصول باید به کاربر کمک کند در نگاه اول تشخیص دهد آیا یک گزینه ارزش بررسی بیشتر دارد یا خیر. نمایش نام محصول، تصویر مناسب و قیمت معمولاً ضروری است، اما بسته به نوع فروشگاه ممکن است اطلاعات دیگری نیز اهمیت داشته باشد.

برای مثال، در فروشگاه موبایل می‌توان برند، حافظه و ظرفیت را نمایش داد و در فروشگاه پوشاک، رنگ و سایزهای موجود ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشند. لازم نیست همه مشخصات محصول روی کارت قرار بگیرند؛ فقط اطلاعاتی را نمایش دهید که برای تصمیم اولیه کاربر اهمیت دارند.

هدف کارت محصول این است که تعداد ورودهای غیرضروری به صفحات محصول کاهش پیدا کند و مقایسه اولیه سریع‌تر انجام شود.

6-امکان مقایسه محصولات مشابه را فراهم کنید

وقتی چند محصول ویژگی‌های نزدیک به هم دارند، کاربر ممکن است برای انتخاب دچار تردید شود. در این شرایط، امکان مقایسه می‌تواند به او کمک کند تفاوت گزینه‌ها را سریع‌تر تشخیص دهد.

برای مثال، اگر یک فروشگاه سه مدل لپ‌تاپ با قیمت و مشخصات نزدیک دارد، نمایش تفاوت‌هایی مانند پردازنده، حافظه، وزن و اندازه صفحه‌نمایش در یک مقایسه ساده می‌تواند تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند.

البته مقایسه برای همه فروشگاه‌ها یا همه محصولات ضروری نیست. این قابلیت زمانی ارزشمند است که محصولات از نظر کاربرد یا ویژگی‌های اصلی به یکدیگر نزدیک باشند و کاربر واقعاً نیاز به مقایسه داشته باشد.

7-مسیر پیدا کردن محصول را در موبایل بررسی کنید

مسیر پیدا کردن محصول در سایت باید در موبایل نیز به همان اندازه قابل استفاده باشد. صرفاً واکنش‌گرا بودن سایت کافی نیست؛ باید مسیر واقعی کاربر روی صفحه کوچک بررسی شود.

آیا منو به‌راحتی باز می‌شود؟ آیا کاربر می‌تواند دسته‌بندی مناسب را پیدا کند؟ آیا فیلترها در دسترس هستند؟ آیا کارت محصول اطلاعات ضروری را بدون شلوغی نمایش می‌دهد؟ آیا کاربر می‌تواند به‌راحتی به نتایج قبلی برگردد؟

بهتر است این مسیر با یک گوشی واقعی و با سناریوهای مشخص آزمایش شود. مثلاً از یک کاربر بخواهید بدون راهنمایی شما محصول مشخصی را پیدا کند و ببینید در کدام مرحله مکث یا سردرگمی ایجاد می‌شود.

چک‌لیست بررسی پیدا کردن محصول در سایت

برای بررسی سریع مسیر Product Discovery فروشگاه و عدم پیدا کردن محصول در سایت توسط کاربر، می‌توانید این چک‌لیست را مرحله‌به‌مرحله اجرا کنید. بهتر است بررسی فقط توسط مدیر سایت انجام نشود؛ آزمایش با کاربری که با ساختار داخلی فروشگاه آشنا نیست، معمولاً مشکلات پنهان را بهتر نشان می‌دهد.

  • آیا کاربر در چند ثانیه اول متوجه می‌شود از کجا باید محصول موردنظر را پیدا کند؟
  • آیا نام دسته‌بندی‌ها با زبان و اصطلاحات مشتریان هماهنگ است؟
  • آیا هر محصول در دسته‌بندی منطقی و قابل انتظار قرار گرفته است؟
  • آیا کاربر می‌تواند بدون طی کردن مراحل غیرضروری به محصولات برسد؟
  • آیا جستجوی داخلی برای نام، برند، ویژگی و عبارت‌های رایج نتایج مرتبط نمایش می‌دهد؟
  • آیا جستجوهای بدون نتیجه به‌صورت منظم بررسی و تحلیل می‌شوند؟
  • آیا فیلترهای ضروری و مرتبط با همان گروه محصول وجود دارند؟
  • آیا کاربر می‌تواند محصولات را بر اساس معیارهای مهم مرتب کند؟
  • آیا کارت محصول اطلاعات کافی برای تصمیم اولیه دارد؟
  • آیا محصولات مشابه در صورت نیاز امکان مقایسه دارند؟
  • آیا مسیر پیدا کردن محصول در موبایل به‌اندازه دسکتاپ ساده و قابل استفاده است؟

اگر پاسخ چند مورد از این سؤال‌ها «خیر» باشد، احتمالاً مشکل پیدا کردن محصول در سایت فقط به یک صفحه محدود نیست و باید کل مسیر دسترسی کاربر بررسی شود. این چک‌لیست می‌تواند نقطه شروع خوبی برای شناسایی اصطکاک‌های Product Discovery پیش از تغییر طراحی یا ساختار فروشگاه باشد.

جمع‌بندی

پیدا کردن محصول در سایت فقط به این معنا نیست که کاربر بتواند نام یک محصول را در جستجو وارد کند و به صفحه آن برسد. یک فروشگاه اینترنتی موفق باید در تمام مسیر، از ورود کاربر به سایت تا بررسی دسته‌بندی، استفاده از جستجو و فیلتر، مقایسه گزینه‌ها و انتخاب نهایی، مسیر مشخص و قابل فهمی پیش روی او قرار دهد. اگر محصولی در سایت وجود داشته باشد اما کاربر نتواند آن را پیدا کند، از دید مشتری عملاً آن محصول در دسترس نیست.

به همین دلیل، بهبود Product Discovery باید بخشی از استراتژی تجربه کاربری و افزایش فروش فروشگاه اینترنتی باشد. بررسی رفتار کاربران، شناسایی نقاط خروج و ساده‌سازی مسیر دسترسی می‌تواند موانعی را که بین مشتری و محصول قرار گرفته‌اند، کاهش دهد. این موضوع به‌خصوص هنگام طراحی یا بازطراحی فروشگاه اینترنتی اهمیت دارد و یکی از مواردی است که یک شرکت طراحی وبسایت باید از ابتدا در معماری سایت در نظر بگیرد.

کارووبز شرکت طراحی سایت در اصفهان نیز در بررسی و طراحی سایت فروشگاهی، تجربه کاربر و مسیر رسیدن او به محصول را در کنار ساختار فنی و سئو مورد توجه قرار می‌دهد.

 سوالات متداول

چرا کاربران نمی‌توانند محصول موردنظرشان را در سایت پیدا کنند؟

معمولاً مشکل فقط به نبود محصول مربوط نمی‌شود. ساختار نامناسب دسته‌بندی‌ها، مسیر دسترسی پیچیده، جستجوی داخلی ضعیف، فیلترهای ناکارآمد، تعداد زیاد گزینه‌ها یا اطلاعات ناکافی کارت محصول می‌تواند پیدا کردن محصول را برای کاربر دشوار کند.

آیا جستجوی داخلی سایت روی فروش تأثیر دارد؟

بله. کاربری که از جستجوی داخلی استفاده می‌کند معمولاً هدف مشخص‌تری برای پیدا کردن یک محصول یا نوع خاصی از محصول دارد. اگر جستجو نتایج مرتبط ارائه نکند یا تعداد زیادی نتیجه نامرتبط نشان دهد، احتمال خروج کاربر افزایش پیدا می‌کند.

چرا دسته‌بندی نامناسب باعث می‌شود کاربران محصول را پیدا نکنند؟

کاربر برای رسیدن به محصول از ذهنیت و زبان خودش استفاده می‌کند، نه الزاماً ساختاری که مدیر فروشگاه در پنل سایت ایجاد کرده است. اگر نام یا ساختار دسته‌بندی‌ها برای مشتری واضح نباشد، حتی فروشگاه‌هایی با محصولات متنوع نیز ممکن است در پیدا کردن محصول با مشکل مواجه شوند.

فیلتر محصولات چه کمکی به پیدا کردن محصول می‌کند؟

فیلترها به کاربر اجازه می‌دهند تعداد زیادی محصول را بر اساس معیارهای مهمی مانند قیمت، برند، ویژگی، اندازه یا کاربرد محدود کند. البته فیلتر زمانی مفید است که معیارهای انتخاب واقعاً با نیاز مشتری مطابقت داشته باشند.

چرا پیدا کردن محصول در موبایل دشوارتر است؟

صفحه نمایش کوچک‌تر، منوهای پیچیده، اسکرول زیاد، فیلترهای نامناسب و دسترسی دشوار به جستجو می‌توانند مسیر پیدا کردن محصول را در موبایل طولانی کنند. به همین دلیل، مسیر Product Discovery باید جداگانه در نسخه موبایل بررسی و آزمایش شود.

قدم بعدی

برای رشد آنلاین کسب‌وکارتان، از کجا باید شروع کنیم؟

وضعیت فعلی سایت، دیده‌شدن و فروش آنلاین شما را بررسی می‌کنیم و نقطه شروع مناسب را پیشنهاد می‌دهیم.

درخواست مشاوره
مهسا معتمدی
درباره نویسندهمهسا معتمدی

سرکار خانم معتمدی درسال ۱۴۰۲ به کارو وبز پیوست. ایشان در زمینه‌ی سئو وبسایت فعالیت نموده و بعنوان یکی از متخصصین سئو با کارو وبز همکاری می‌نماید.

مشاهده نوشته‌های نویسنده