محصول بازدید دارد اما فروش ندارد؛ این یکی از گیجکنندهترین وضعیتها برای صاحب یک فروشگاه اینترنتی است. تصور کنید یک محصول در طول ماه ۳۰۰۰ بار دیده میشود، اما فقط ۲ نفر آن را میخرند. در نگاه اول ممکن است فکر کنید مشکل از کمبود ترافیک است، اما در این مثال مسئله دقیقاً برعکس است: کاربر وارد صفحه شده، محصول را دیده، اما در هیچ نقطهای تصمیم به خرید نگرفته است. اینجا باید به جای افزایش صرفِ بازدید، دلیل تبدیل نشدن بازدیدکننده به خریدار را پیدا کرد.
آنچه امروز بررسی میکنیم:
در این مقاله بررسی میکنیم چرا یک محصول با وجود بازدید قابل توجه فروش ندارد، چگونه از روی رفتار کاربران علت مشکل را تشخیص دهیم و چه زمانی ایراد از ترافیک، صفحه محصول، قیمت، اعتماد، فرآیند خرید یا حتی خود محصول است. هدف این است که به جای حدس زدن، بتوانید با بررسی دادهها و نشانههای رفتاری، نقطهای را که فروش در آن متوقف میشود پیدا کنید.
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، اول باید چه چیزی را بررسی کنیم؟
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، نباید بلافاصله صفحه محصول را مقصر بدانید. ابتدا باید مشخص شود کاربران چه کسانی هستند، با چه هدفی وارد صفحه شدهاند و در کدام مرحله از مسیر خرید خارج میشوند. برای پیدا کردن علت بازدید محصول بدون فروش، این ۵ مورد را بررسی کنید:
- منبع ورود کاربران: کاربران از گوگل، تبلیغات، شبکههای اجتماعی یا صفحات دیگر سایت وارد شدهاند؟
- هدف جستوجو: آیا عبارتی که کاربر با آن وارد صفحه شده، با قصد خرید محصول هماهنگ است؟
- رفتار کاربر: آیا کاربر صفحه را بررسی میکند، روی تصاویر و اطلاعات محصول تعامل دارد یا خیلی سریع خارج میشود؟
- عملکرد در مقایسه با محصولات مشابه: آیا محصولات مشابه بازدید و فروش بهتری دارند؟ اگر بله، باید صفحه یا پیشنهاد فروش محصول دقیقتر بررسی شود.
- مسیر خرید: آیا کاربر روی دکمه خرید کلیک میکند و محصول را به سبد اضافه میکند؟ اگر بله اما سفارش تکمیل نمیشود، مشکل احتمالاً در مراحل بعدی خرید است.
نکته مهم این است که تعداد بازدید بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش عملکرد محصول نیست. برای مثال، ۱۰۰۰ بازدید نامرتبط میتواند فروش کمتری از ۲۰۰ بازدید هدفمند داشته باشد. بنابراین هنگام بررسی محصولی که بازدید دارد اما فروش ندارد، کیفیت ترافیک و نرخ تبدیل را در کنار تعداد بازدید بررسی کنید.
در نهایت، برای تشخیص مشکل باید به سه سؤال پاسخ دهید:
- چه کسانی وارد صفحه محصول شدهاند؟
- چرا باید این محصول را بخرند؟
- در کدام مرحله از مسیر خرید منصرف میشوند؟
پاسخ این سه سؤال، مسیر بررسی ۹ دلیل اصلی بازدید محصول بدون فروش را مشخص میکند.
۹ دلیل اصلی بازدید محصول بدون فروش
اگر محصولی بازدید دارد اما فروش ندارد، نمیتوان مشکل را فقط به قیمت یا طراحی صفحه نسبت داد. فروش نتیجه مجموعهای از عوامل است؛ از کیفیت ترافیک گرفته تا اعتماد کاربر، ارزش پیشنهادی، شرایط خرید و حتی میزان تقاضای واقعی برای محصول. در ادامه ۹ دلیل مهم بازدید محصول بدون فروش را بررسی میکنیم.

1-بازدیدکنندگان مشتری واقعی نیستند
یکی از رایجترین دلایل بازدید محصول بدون فروش، نامرتبط بودن بخشی از ترافیک با مخاطب هدف است. ممکن است صفحه محصول برای کلمات کلیدی اطلاعاتی، جستوجوهای عمومی یا عباراتی رتبه گرفته باشد که کاربر در آنها قصد خرید ندارد.
برای مثال، کاربری که عبارت «لپتاپ مناسب دانشجو چیست» را جستوجو میکند، الزاماً آماده خرید یک مدل مشخص نیست. اگر چنین کاربرانی بخش زیادی از بازدید صفحه محصول را تشکیل دهند، تعداد بازدید بالا میرود اما فروش متناسب با آن افزایش پیدا نمیکند.
بنابراین قبل از قضاوت درباره عملکرد محصول، باید منبع ترافیک، عبارتهای جستوجوشده، صفحات ورودی و هدف کاربران را بررسی کنید. ترافیک کمتر اما مرتبط، معمولاً ارزش بیشتری از بازدید زیاد و نامرتبط دارد.
2-دلیل کافی برای خرید وجود ندارد
گاهی کاربر محصول را میبیند و حتی به آن علاقهمند است، اما دلیل مشخصی برای خرید همین محصول از همین سایت پیدا نمیکند. در چنین شرایطی، صفحه فقط ویژگیهای محصول را نمایش میدهد و به سؤال مهم کاربر پاسخ نمیدهد: «چرا این محصول را انتخاب کنم؟»
مزیت محصول باید بهصورت شفاف بیان شود؛ برای مثال کیفیت بالاتر، خدمات پس از فروش، ضمانت، ارسال سریع، امکان سفارشیسازی یا ویژگیای که آن را از گزینههای مشابه متمایز میکند. اگر ارزش پیشنهادی برای کاربر روشن نباشد، بازدید محصول لزوماً به تصمیم خرید منجر نمیشود.
3-قیمت مناسب نیست
قیمت یکی از عوامل مهم در تصمیم خرید است، اما منظور از «قیمت مناسب» صرفاً ارزانتر بودن نیست. کاربر قیمت را در کنار کیفیت، امکانات، ضمانت، برند، هزینه ارسال و قیمت محصولات رقیب ارزیابی میکند.
اگر محصولی ۵ میلیون تومان قیمت داشته باشد و گزینههای مشابه بین ۳.۵ تا ۴ میلیون تومان عرضه شوند، صفحه محصول باید بتواند تفاوت ارزش را توضیح دهد. در غیر این صورت، کاربر احتمالاً به سراغ گزینه دیگری میرود.
در این مرحله بهتر است قیمت محصول را با چند رقیب مستقیم مقایسه کنید و فقط عدد نهایی را نسنجید؛ شرایط پرداخت، گارانتی، خدمات و هزینههای جانبی نیز باید در مقایسه لحاظ شوند.
4-اطلاعات محصول کافی نیست
کاربری که قصد خرید دارد، برای تصمیمگیری به اطلاعات دقیق نیاز دارد. اگر مشخصات محصول ناقص باشد، ابعاد، جنس، کاربرد، شرایط استفاده، گارانتی، موجودی یا سایر جزئیات مهم مشخص نباشد، کاربر ممکن است خرید را به تعویق بیندازد.
برای محصولات تخصصی، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. توضیح چند خطی درباره محصول معمولاً برای تصمیم خرید کافی نیست و باید اطلاعات موردنیاز مخاطب هدف در قالب متن، جدول مشخصات، تصاویر و پاسخ به پرسشهای متداول ارائه شود.
در واقع، صفحه محصول باید تا حد امکان ابهامهای قبل از خرید را کاهش دهد.
5-تصاویر و ارائه محصول ضعیف است
کاربر در خرید اینترنتی امکان بررسی فیزیکی محصول را ندارد و تصاویر نقش مهمی در جبران این محدودیت دارند. تصاویر کمکیفیت، تعداد کم عکسها، زاویههای نامناسب یا نمایش ندادن جزئیات مهم میتواند اعتماد و تمایل به خرید را کاهش دهد.
در کنار تصویر، نحوه ارائه اطلاعات نیز اهمیت دارد. اگر صفحه شلوغ، نامنظم یا دشوارخوان باشد، کاربر ممکن است قبل از رسیدن به اطلاعات مهم صفحه را ترک کند.
به همین دلیل، باید بررسی کنید آیا کاربر میتواند در چند ثانیه بفهمد محصول چیست، چه مزیتی دارد، چه قیمتی دارد و چگونه میتواند آن را سفارش دهد یا خیر.
6-اعتماد کافی وجود ندارد
حتی اگر کاربر محصول را بخواهد و قیمت آن را مناسب بداند، ممکن است به فروشگاه اعتماد نکند. نبود اطلاعات تماس، شرایط مرجوعی، ضمانت، نمادهای اعتماد، نظرات مشتریان یا توضیحات شفاف درباره خرید میتواند مانع تبدیل شود.
اعتماد بهخصوص برای کاربری که اولین بار وارد سایت شده اهمیت بیشتری دارد. صفحه محصول باید به شکلی طراحی شود که کاربر برای پاسخ به سؤالهایی مانند «اگر محصول مشکل داشت چه میشود؟»، «چگونه پیگیری کنم؟» یا «آیا این فروشگاه معتبر است؟» مجبور به جستوجوی طولانی نباشد.
7-هزینه و شرایط ارسال مانع خرید است
گاهی مشکل نه قیمت محصول، بلکه هزینه نهایی خرید است. هزینه ارسال، زمان تحویل، حداقل مبلغ برای ارسال رایگان یا محدودیتهای مربوط به مناطق جغرافیایی میتواند باعث شود کاربر از خرید منصرف شود.
اگر کاربر قیمت محصول را مشاهده کند اما هزینه ارسال فقط در مرحله آخر مشخص شود، احتمال ایجاد نارضایتی و رها کردن فرایند خرید افزایش پیدا میکند.
بنابراین هزینه و زمان ارسال بهتر است در همان مراحل ابتدایی تصمیمگیری، تا حد امکان شفاف باشد.
8-مسیر خرید مشکل دارد
ممکن است کاربر کاملاً آماده خرید باشد، اما فرایند ثبت سفارش مانع او شود. دکمه خرید نامشخص، خطاهای فنی، فرمهای طولانی، اجبار به ثبتنام، درگاه پرداخت نامطمئن یا ناسازگاری صفحه با موبایل از مشکلاتی هستند که میتوانند فروش محصول را کاهش دهند.
برای تشخیص این مشکل باید مسیر واقعی خرید را از صفحه محصول تا پرداخت بررسی کنید. اگر تعداد زیادی از کاربران روی «افزودن به سبد خرید» کلیک میکنند اما سفارش نهایی ثبت نمیشود، احتمال دارد مشکل در مراحل بعدی قیف فروش باشد.
9-خود محصول تقاضا یا مزیت رقابتی کافی ندارد
گاهی تمام اجزای صفحه محصول درست هستند، اما خود محصول بازار کافی ندارد یا در مقایسه با گزینههای موجود مزیت مشخصی ارائه نمیکند. در این شرایط، افزایش بازدید لزوماً فروش ایجاد نمیکند.
برای مثال، اگر محصولی ۲۰۰۰ بازدید داشته باشد اما کاربران پس از مقایسه آن با محصولات مشابه، گزینه دیگری را انتخاب کنند، باید علاوه بر صفحه محصول، تقاضای بازار، رقبا، قیمت و جایگاه محصول بررسی شود.
در چنین شرایطی ممکن است مسئله از سئو یا طراحی صفحه نباشد؛ بلکه محصول نیاز به تغییر قیمت، بستهبندی، ویژگیها، جایگاهگذاری یا حتی بازنگری در بازار هدف داشته باشد.
از روی رفتار کاربران بفهمید مشکل فروش محصول کجاست
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، فقط تعداد بازدید معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد صفحه نیست. رفتار کاربران میتواند نشان دهد مشکل دقیقاً در کدام مرحله اتفاق میافتد. برای مثال، اگر کاربران وارد صفحه محصول میشوند اما خیلی زود آن را ترک میکنند، احتمالاً بین انتظار آنها و محتوای صفحه تناسب کافی وجود ندارد. اگر مدت زیادی در صفحه میمانند اما روی دکمه خرید کلیک نمیکنند، باید عواملی مانند قیمت، ارزش پیشنهادی، اعتماد و اطلاعات محصول بررسی شود.
برای تشخیص بازدید محصول بدون فروش، بهتر است چند رفتار اصلی کاربر را در کنار یکدیگر بررسی کنید:
| رفتار کاربر | نشانه احتمالی | چه چیزی را بررسی کنیم؟ |
| بازدید زیاد و خروج سریع | عدم تطابق نیاز کاربر با صفحه | کلمه کلیدی، منبع ورود، عنوان و محتوای محصول |
| بازدید زیاد و تعامل کم | صفحه برای کاربر قانعکننده نیست | تصاویر، توضیحات، مزایا و ارزش پیشنهادی |
| مشاهده محصول و بدون کلیک روی خرید | مانع در تصمیمگیری | قیمت، اعتماد، اطلاعات و CTA |
| کلیک روی خرید اما بدون تکمیل سفارش | مشکل در فرایند خرید | سبد خرید، فرم سفارش، هزینه ارسال و پرداخت |
| افزودن به سبد زیاد و سفارش کم | ریزش در مراحل نهایی | هزینه نهایی، شرایط ارسال و درگاه پرداخت |
| بازدید زیاد از یک محصول و فروش بسیار پایین در مقایسه با محصولات مشابه | مشکل احتمالی در محصول یا پیشنهاد فروش | قیمت، کیفیت، تقاضا و مزیت رقابتی |
| ورود از کلمات اطلاعاتی و فروش پایین | ترافیک کمنیت یا غیرتجاری | Search Intent و عبارتهای ورودی |
این جدول قرار نیست یک علت قطعی برای هر رفتار مشخص کند؛ بلکه نقطه شروع تحلیل است. برای مثال، خروج سریع کاربران لزوماً به معنی ضعیف بودن صفحه نیست و میتواند ناشی از ورود کاربر نامرتبط باشد. بنابراین باید چند شاخص را همزمان بررسی کرد.
نکته مهم این است که مسیر کاربر را مرحلهبهمرحله ببینید: ورود به صفحه، مشاهده اطلاعات، تعامل با عناصر خرید، افزودن به سبد و در نهایت ثبت سفارش. هرچه نقطه ریزش دقیقتر مشخص شود، پیدا کردن علت اینکه محصول بازدید دارد اما فروش ندارد نیز سادهتر خواهد بود.
چگونه بفهمیم مشکل از صفحه محصول است یا خود محصول؟
یکی از مهمترین مراحل در بررسی این که محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، تفکیک مشکل صفحه از مشکل خود محصول است. اگر این دو مورد با یکدیگر اشتباه گرفته شوند، ممکن است زمان و هزینه زیادی صرف اصلاح صفحهای شود که در واقع مشکل اصلی آن نیست.
برای تشخیص، ابتدا عملکرد همان محصول را با محصولات مشابه در سایت مقایسه کنید. اگر چند محصول از یک دسته، مخاطب و شرایط قیمتی مشابه دارند اما یکی از آنها بازدید مناسبی دارد و فروش آن بسیار پایینتر است، باید صفحه محصول و پیشنهاد فروش آن با دقت بیشتری بررسی شود.
در مقابل، اگر چند محصول مشابه همگی بازدید مناسبی دارند اما فروش پایینی دارند، احتمال دارد مشکل گستردهتر باشد و به قیمت، تقاضای بازار، شرایط خرید، اعتماد به فروشگاه یا ویژگیهای خود محصولات مربوط شود.
یک روش کاربردی، بررسی سه سطح است:

1-مقایسه صفحه محصول با صفحات مشابه
بررسی کنید آیا اطلاعات، تصاویر، مشخصات، قیمت، مزایا، نظرات مشتریان، ضمانت و CTA در این صفحه در سطح قابلقبولی قرار دارند یا خیر. اگر صفحه در این موارد ضعف مشخصی دارد، ابتدا باید مشکل صفحه را برطرف کرد.
2-مقایسه عملکرد محصول با رقبا
اگر صفحه از نظر محتوا و تجربه کاربری وضعیت مناسبی دارد، قیمت، ویژگیها، برند، ضمانت، خدمات، ارسال و مزیت محصول را با رقبای مستقیم مقایسه کنید. ممکن است کاربر صفحه را بهخوبی بررسی کند، اما در نهایت گزینهای را انتخاب کند که ارزش خرید بیشتری ارائه میدهد.
3-بررسی تقاضای واقعی برای محصول
در نهایت باید مشخص شود آیا بازار واقعاً به این محصول نیاز دارد یا خیر. تعداد بالای بازدید همیشه به معنی تقاضای خرید بالا نیست. ممکن است کاربران برای کسب اطلاعات وارد صفحه شوند، اما محصول برای بخش کوچکی از آنها کاربرد یا جذابیت خرید داشته باشد.
بهطور خلاصه، اگر کاربران وارد صفحه میشوند و قبل از تعامل با فرایند خرید خارج میشوند، صفحه و پیشنهاد فروش باید بررسی شود. اگر کاربران تعامل و حتی اقدام به خرید دارند اما در مراحل نهایی ریزش میکنند، فرایند سفارش و هزینه نهایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اما اگر صفحه، فرایند خرید و قیمتگذاری مشکل مشخصی ندارند و محصولات مشابه نیز عملکرد ضعیفی دارند، باید خود محصول و تقاضای بازار را جدیتر بررسی کرد.
این تفکیک کمک میکند بهجای تغییرات حدسی، دقیقاً همان بخشی را اصلاح کنید که بیشترین تأثیر را بر فروش دارد. اگر بررسیها نشان دهد مشکل از ساختار صفحه محصول، تجربه کاربری یا مسیر خرید است، اصلاح طراحی و ساختار سایت میتواند بخشی از راهحل باشد. در چنین شرایطی، کارووبز شرکت طراحی سایت در اصفهان میتواند با بررسی مسیر کاربر، ساختار صفحات محصول و فرایند خرید، به شناسایی موانعی کمک کند که باعث کاهش تبدیل بازدیدکننده به مشتری میشوند.
برای تشخیص مشکل فروش محصول چه دادههایی را بررسی کنیم؟
برای اینکه بفهمیم چرا محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، نباید فقط به تعداد بازدیدهای صفحه نگاه کنیم. دادههای مربوط به منبع ورود، عبارتهای جستوجو، رفتار کاربران و سفارشها باید در کنار هم بررسی شوند. ترکیب این دادهها مشخص میکند مشکل از کیفیت ترافیک است، صفحه محصول است یا مرحلهای از فرایند خرید.
1-سرچ کنسول
Google Search Console برای بررسی عملکرد ارگانیک صفحه محصول اهمیت زیادی دارد. در این ابزار میتوان دید کاربران با چه عبارتهایی به صفحه رسیدهاند، صفحه برای چه جستوجوهایی نمایش داده شده و چه تعداد از کاربران روی نتیجه کلیک کردهاند.
برای محصولی که بازدید دارد اما فروش ندارد، فقط افزایش Impression یا Click کافی نیست. باید بررسی کنید عبارتهای ورودی تا چه اندازه با قصد خرید محصول هماهنگ هستند.
برای مثال، اگر بیشتر کلیکهای یک صفحه از عبارتهای آموزشی و اطلاعاتی باشد، بالا بودن بازدید لزوماً نشاندهنده وجود مشتری آماده خرید نیست. در این حالت، مسئله میتواند کیفیت ترافیک و Search Intent باشد، نه ضعف صفحه محصول.
2-آنالیتیکس
در Google Analytics یا ابزار تحلیلی مورد استفاده سایت، باید رفتار کاربران بعد از ورود به صفحه محصول بررسی شود. مهمترین سؤال این است که کاربر بعد از ورود چه کاری انجام میدهد.
شاخصهایی مانند تعداد کاربران، تعامل با صفحه، مسیر حرکت کاربر، کلیک روی عناصر مهم و رویدادهای مرتبط با خرید میتوانند نقاط ریزش را مشخص کنند. برای مثال، اگر کاربران زیادی صفحه را مشاهده کنند اما تقریباً هیچکدام وارد مرحله افزودن به سبد نشوند، باید قبل از بررسی مرحله پرداخت، خود صفحه محصول و پیشنهاد فروش آن را بررسی کرد.
اگر کاربران به سبد خرید میرسند اما سفارش نهایی نمیشود، تمرکز تحلیل باید به سمت هزینه نهایی، ارسال، فرم سفارش و پرداخت منتقل شود.
3-مقایسه بازدید و سفارش
یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین تحلیلها، مقایسه تعداد بازدید با تعداد سفارش در یک بازه زمانی مشخص است. برای مثال، فرض کنید دو محصول در یک ماه عملکرد زیر را داشته باشند:
| محصول | بازدید صفحه | سفارش | نرخ تبدیل تقریبی |
| محصول A | ۱۲۰۰ | ۲۴ | ۲٪ |
| محصول B | ۱۱۰۰ | ۳ | ۰٫۲۷٪ |
در این مثال، تعداد بازدید دو محصول تقریباً نزدیک است، اما نرخ تبدیل محصول B بهمراتب پایینتر است. بنابراین صرفاً افزایش ترافیک برای محصول B احتمالاً راهحل اصلی نیست و باید عواملی مانند قیمت، اطلاعات، اعتماد، مزیت رقابتی و مسیر خرید بررسی شوند.
برای محاسبه نرخ تبدیل نیز میتوان از فرمول ساده زیر استفاده کرد:
نرخ تبدیل = تعداد سفارش ÷ تعداد بازدید صفحه × ۱۰۰
البته این عدد باید با احتیاط تفسیر شود؛ زیرا نوع ترافیک، محصول، صنعت، قیمت و مرحلهای که کاربر در آن قرار دارد بر نرخ تبدیل تأثیر میگذارد. هدف از این مقایسه، پیدا کردن الگوی غیرعادی و نقطهای است که نیاز به بررسی بیشتر دارد.
در نهایت، وقتی سرچ کنسول نشان میدهد چه کسانی و با چه جستوجویی وارد صفحه شدهاند، ابزار تحلیل رفتار نشان میدهد بعد از ورود چه اتفاقی افتاده و اطلاعات سفارش مشخص میکند این بازدیدها در نهایت به خرید منجر شدهاند یا خیر. کنار هم قرار دادن این سه دسته داده، تصویر دقیقتری از علت بازدید محصول بدون فروش ایجاد میکند.
جمعبندی؛ وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد چه کنیم؟
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، افزایش دوباره ترافیک لزوماً راهحل مشکل نیست. ابتدا باید مشخص شود کاربران واردشده واقعاً قصد خرید دارند یا خیر و سپس مسیر آنها از مشاهده صفحه تا ثبت سفارش بررسی شود. قیمت، اطلاعات و تصاویر محصول، اعتماد، شرایط ارسال، فرایند خرید و مزیت رقابتی خود محصول از مهمترین عواملی هستند که میتوانند باعث بازدید محصول بدون فروش شوند.
با بررسی دادههای سرچ کنسول، آنالیتیکس و مقایسه بازدید با سفارش میتوان نقطه ریزش کاربران را دقیقتر پیدا کرد. اگر مشکل از صفحه محصول باشد، باید تجربه کاربری و محتوای آن اصلاح شود؛ اما اگر صفحه و مسیر خرید عملکرد مناسبی داشته باشند، لازم است قیمت، تقاضای بازار و جایگاه محصول در مقایسه با رقبا بررسی شود. این رویکرد به کسبوکار کمک میکند بهجای حدس و تغییرات پراکنده، علت واقعی فروش نرفتن محصول را پیدا و بر همان اساس اقدام کند.
سؤالات متداول
چرا محصول بازدید دارد اما فروش ندارد؟
اگر محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، ابتدا باید کیفیت ترافیک و هدف کاربران بررسی شود. پس از آن عواملی مانند قیمت، اطلاعات محصول، تصاویر، اعتماد، شرایط ارسال و مسیر خرید بررسی میشوند.
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، اولین چیزی که باید بررسی کنیم چیست؟
در شرایطی که محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، ابتدا باید مشخص کنید کاربران با چه عباراتی و از چه کانالی وارد صفحه شدهاند. سپس رفتار آنها از زمان ورود تا کلیک روی دکمه خرید، افزودن محصول به سبد و ثبت سفارش بررسی شود.
چرا یک محصول بازدید دارد اما کاربران آن را نمیخرند؟
وقتی محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، ممکن است کاربر دلیل کافی برای خرید پیدا نکرده باشد. قیمت نامناسب، مزیت رقابتی ضعیف، اطلاعات ناقص، تصاویر نامناسب یا نبود اعتماد میتواند باعث شود کاربر صفحه را ببیند اما تصمیم به خرید نگیرد.
چگونه بفهمیم مشکل فروش از صفحه محصول است یا خود محصول؟
اگر محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، عملکرد آن را با محصولات مشابه سایت مقایسه کنید.
برای محصولی که بازدید دارد اما فروش ندارد، سرچ کنسول چه کمکی میکند؟
سرچ کنسول مشخص میکند کاربران با چه عبارتهایی به صفحه محصول رسیدهاند. اگر بیشتر بازدیدها از جستوجوهای اطلاعاتی ایجاد شده باشند، ممکن است دلیل اینکه محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، نامرتبط بودن بخشی از ترافیک باشد.
برای تشخیص اینکه چرا محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، چه دادههایی را بررسی کنیم؟
اگر بیشتر بازدیدها از جستوجوهای اطلاعاتی ایجاد شده باشند، ممکن است دلیل اینکه محصول بازدید دارد اما فروش ندارد، نامرتبط بودن بخشی از ترافیک باشد.


